احسان فتاحيان اعدام شد
كات!
داشتم براي ضميمه هفتگي روزنامه مقاله اي در مورد اسفنديار رحيم مشايي مي نوشتم كه اخيرا مورد ناسزاي عالم و آدم قرار گرفته اما هنوز محبوب احمدي نژاد است. يك جستجوي گوگلي به نامش زدم و از مرور حرفهايي كه داد اصولگرايان حامي احمدي نژاد را در مي آورد خنده ام گرفت.
اينكه اين مرد خوش فكر با اين افكار اصلاحطلبانه اش كنار پديده اي مثل احمدي نژاد چه مي كند نمي دانم ،، كه وقتي لغت به لغت حرف هاي مشايي را موشكافي مي كني چيزي جز هماني كه اصلاح طلبان، فمينيستها و حتي چپ هاي طفلك مدام در مطالباتشان ليست مي كنند پيدا نمي كني.. اما چنان زيركانه زير پوست احمدي نژاد خزيده كه حاضر است به خاطرش احتمالا توي صورت "آقايش" هم بزند.. اين مرد را دريابيد كه براي خودش معجزه اي است..
***
ما هر چه فرياد مي زنيم استاپ اگزكيوشن!! بيشتر جنازه تحويلمان مي دهند.. اينبار نوبت احسان فتاحيان است كه فردا صبح يازدهم نوامبر اعدام خواهد شد!
احسان فتاحيان، 28 ساله، متولد كرمانشاه و ساكن سنندج، بهار سال گذشته در كامياران دستگير و از آن زمان در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج و سپس زندان مركزی اين شهر نگهداری میشود. حكم دادگاه بدوی مبنی بر 10 سال حبس در تبعيد به اتهام "اقدام عليه امنيت ملی كشور" از طريق عضويت در احزاب مسلح اپوزيسيون از سوی شعبه ی اول دادگاه انقلاب سنندج به رياست قاضی بابايی برای وی صادر گرديد. اما در كمال ناباوری پس از بررسی دوباره در شعبهی 4 دادگاه تجديدنظر استان كردستان با افزودن اتهام محاربه، اين حكم به اعدام تغيير يافت.
طبق آخرین اخبار فعالین زندان سنندج در واکنش به انتقال احسان فتاحیان به بند قرنطینه و آمدن تیم اعدام به زندان دست به شورش زده و میان زندانیان نگهبانان زد و خورد روی داده است.
دوست عزيزم وحيده مولوي روز 13 آبان به همراه چند تن از دوستانش دستگير شده اند و به نظر مي رسد فعلا در اوين مهمان هستند. نفيسه زارع كهن كه به همراه همسرش حجت شريفي دستگير شده بود همچنان در بند است.. حجت به همراه هادي حيدري دو روز قبل آزاد شد.
***
فكرش كنيد وقتي كه آدمي مثل احمد بهارلو هر چه لوده ي بي نمك از صدا و سيماي ايران را دور خود جمع كند و يك تلوزيون فارسي زبان با لوگوي " شبكه بين المللي واشنگتن" راه بياندازد تا مثلا ملت بيچاره را از تحليل هاي سياسي غني خود سيراب كند.. مضحك نيست؟!
پي نوشت: اين نقطه هاي پايين نمي دونم از كجا اومده!!!امروز شهر من غوغاست.. اين رو براي اون هايي مي نويسم كه ايران نيستند و دلشان اما براي اينجا مي تپد.. مي نويسم كه بگويم جاي همه شما خالي است.. حتما لحظه به لحظه گزارش ها را چك مي كنيد و با اينكه آپلود كردن تصاوير بسيار دشوار است اما عكسهاي زيادي ارسال شده است. تا به حال يك گزارش مستقيم از شهادت يك دانش آموز و دستگيري تظاهركنندگان داشتيم..
مي خواستم از مفاهيم سيال يا از سيال بودن مفاهيم و واژه ها چند كلمه اي بنويسم.. ويژگي جالبي كه اتفاقات اخير ايران ، بيش از هر واژه نامه سياسي روي آن صحه گذاشت. 13 آبان از آن دسته واژه هاست كه تا به حال پاشنه آشيل جمهوري اسلامي ايران بود كه سالها حاكميت روي آن مانور مي داد. سالهاست كه آتوريته حكومت ، دانش آموزان را سوار بر اتوبوس مدرسه مقابل سفارت آمريكا مي كشاند.. اما امسال اين مفهوم از يك واژه مشروعيت بخش به ضد خود تبديل شده است. درست اتفاقي كه بر سر شعار حماسي الله اكبر روي پشت بام ها افتاد.. به طور حتم حاكميت هرگز تصورش را نمي كرد كه روزي از ريختن مردم به خيابان ها در روز قدس تا حد مرگ بترسد. اما حكومت جمهوري اسلامي ايران روزهاي سختي در سال 88 در پيش دارد.
مي خواهم بدانم كه حكومت از كدامك از ظرفيت هاي وحشيگري خود براي سركوب اعتراضات مردم در 16 آذر، 22 بهمن و از همه مهم تر دهه محرم در شب هاي تاسوعا و عاشورا استفاده كند؟ بطور يقين در روزهاي محرم شب دست مردم است.. مي خواهم بدانم كه حاكميت چطور مي تواند رسم 1000 ساله را شكسته و با باتون و گاز اشك آور و حتي گلوله مردم را در خانه هايشان محبوس كند؟
حاكميت جمهوري اسلامي ايران روزهاي سختي در پيش دارد..!
اخبار مجلس امروز واقعا جالب و خواندني است.. معلوم بود كه مشاجره احمدي نژاد و علي لاريجاني در مجلس سر نطق بي اجازه رييس دولت پشت تريبون مجلس، سرانجامش پس گرفتن لايحه هدفمند كردن يارانه هاي حامل انرژي( بنزين و نفت و گازوييل) است.
امروز احمدي نژاد سرزده وارد مجلس شد درحالي كه نمايندگان ماده 15 لايحه را بررسي مي كردند. اين مساله ماجراهاي جالبي در مجلس بوجود آورد كه اينجا بخوانيد.
اما مدعي هدفمند كردن يارانه ها كه در ذات خود كار بسيار معقولانه اي است كه پيش از اين بايد انجام مي شد كسي است كه نمايندگان مجلس روي حسن نيتش براي ساماندهي مصرف سوخت شك دارند. رييس دولتي كه دوسال است ازكسري بودجه رنج مي برد و در تلاش است تا با اختصاص بخش عظيمي از درآمد آزاد كردن بنزين به بودجه هاي خارج از رديف هاي اعتباري به جبران اين كسري خود را از بحران بيرون بكشد .
بودجه خارج از رديف يعني بودجه اي كه بدون نظارت ديوان عالي محاسبات در رديف هزينه هاي جاري و عمراني دولت محسوب نمي شود. طبيعي است كه هيچ عقل سالمي نمي تواند به جريان پشت اين لايحه بودار مشكوك نباشد.
به هر حال مجبور كردن دولت براي پس گرفتن اين لايحه يكي از معدود كارهاي درخشان اما انگشت شمار مجلس محافظه كاران است. اينكه مجلس اينبار به احمدي نژاد چك سفيد نداد تا بعدا اين ملت را از چاله درآورد و به چاه پرت كند.
پي نوشت ها:
سرمايه لغو امتياز شد!!
انتخابات خانه احزاب ابطال شد!!
پي نوشت ها:
* تنهايي پيش درآمد يك حادثه بزرگ بود! وقتي باران آمد
* هميشه تصور مي كردم كه تو سرچ خيلي فرز و ماهر هستم اما الان يك ساعته كه دارم اين سايت رو زير و رو مي كنم تا پيجي كه استادم گفت رو پيدا كنم كه نمي كنم
* يك مموري كارت سي اف گم كردم كه توش مملو از شاهكارهاي من تو تكنيك پنينگ بود. ندرتا پيش مياد كه تمام عناصر يك كادر خوب جمع شوند تا من يك عكس نسبتا خوب بگيرم
*کروبی و میرحسین مردم را رسما برای راهپیمایی در روز سیزده آبان دعوت کردند.
*رسام كه مي ميرد خانه سبز سياه مي شود
*هنگامه شهيدي و محمد قوچاني آزاد شدند
*كاش ما هم در ايران مراسم قشنگ هالووين داشتيم
*اتهام بهزاد نبوي تفهيم شد؛ اختلال در ترافيك!
* بيشتر خواهم بود اينجا!
با پر رنگ تر شدن بحث مذاكره با آمريكا كه تا 10 سال قبل طرح آن صرفا كفن پوشان را روانه سفارت پيشين آمريكا در تهران مي كرد ، ذائقه بسياري از دشمنان سرسخت ايالات متحده در ساختار جناحهاي سياسي ايران برگشته است.به طوري كه در حاشيه اجلاس 5+1 گفتگوهاي محرمانه اي بين نمايندگان ايران و آمريكا صورت گرفت كه سر و صداي آن در اين چند روز بلند شده است و همين مساله صداي اعتراض برخي از منتقدين و حتي هواداران دولت را در لزوم شفاف سازي دستگاه ديپلماسي كشور بلند كرده است.
ديروز مستند جالبي در شبكه اول سيماي ج.ا پخش شد كه در اون با خانواده مقتولي كه از قصاص قاتل برادرشان در پاي چوبه دار گذشته بودند مصاحبه تاثير گذاري شده بود. اين مستند در حالي پخش شد كه حدودا يك هفته از اعدام بهنود شجاعي كه در نوجواني مرتكب قتل شده بود مي گذرد و البته قرار بود صبح همين امروز هم صفر انگوتي نوجوان ديگر هم اعدام شود.
صرف نظر از تمام انتقاداتي كه در اين چند ماهه اخير به صدا و سيما وارد است اما اين مستند حقيقتا بر مظلوميت بهنود شجاعي صحه گذاشت و تصور مي كنم عميقا تاثير گذار بود اگر خانواده مقتول مهدي رضايي ( مقتول) اين مستند را ديده باشند.
به هر حال مسلم است كه قوانين مجازات ايران نيازمند به تغييرات اساسي است. قوانيني كه بعد انتقام جويي شخصيت آدمها را تا مرز سنگدلي و آدمكشي قانوني مي كشاند. نمونه آن مثال واضح مادري است كه چهار پايه را از زير پاي بهنود شجاعي مي كشد تا جان دادن او را ببيند به دردهايش التيام يابد.
اين موضوع بايد به طور جدي تري از سوي آسيب شناسان اجتماعي مورد بررسي قرار گيرد كه چطور قوانين از شهروندان خسته اي مثل مردم ايران يك قاتل مي سازد. حقيقت اين است كه انتقام يه مساله است و سنگدلي موضوع ديگري است كه گاهي مي تواند جاي مقتول و قاتل و شاكي و متشاكي را با هم عوض كند.
كاش اين مساله تلنگري براي قانونگذاران و دستگاه قضايي باشد كه در قوانين جزايي ايران حتما تجديد نظر جدي به عمل آورند و مجازات قصاص را اينقدر راحت در اجراي احكام جاري نكنند.
با محمد مصطفايي وكيل برجسته كودكان اعدامي از جمله بهنود شجايي و صفر انگوتي در فيس بوك گفتگو مي كردم كه خبر از توقف اعدام صفرانگوتي و مهلت يك ماهه خانواده مقتول داد. اميدوارم در اين يك ماه فعالان حقوق بشر و حتي مسئولين دستگاه قضايي اقدام جدي براي توقف اين حكم بكنند.
كيوان مهرگان دبير سياسي اعتماد ضميمه از مصاحبه خواندني خود با محمدرضا باهنر می نویسد :« گفت وگو که تمام شد گفت جوک جديد را شنيده ايد بعد خودش گفت "اگر مي خواهيد لاغر بشويد نياز نيست رژيم بگيريد کافي است مدتي رژيم شما را بگيرد". خنديديم.
گفتم تا کي مي خواهد اين وضعيت ادامه پيدا کند. پاسخ داد داريم کارهايي مي کنيم اما از دو طرف کساني هستند که کارشکني مي کنند. دست داديم و از دفتر جامعه اسلامي مهندسين بيرون آمدم.»
یک نفر می میرد و به جهان آخرت می رود.. در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود. از یکی از فرشتگان می پرسد “این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟”
فرشته پاسخ می دهد :”این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگو ید عقربه ی ساعت یک درجه جلوتر میرود”
مرد گفت :”چه جالب آن ساعت کیه؟!”
فرشته پاسخ داد :”مادر ترزا او حتی یک دروغ هم نگفته بنابراین ساعتش اصلاٌ حرکت نکرده است
وای باور کردنی نیست . خوب آن ساعت کیه؟”
فرشته پاسخ داد :”ساعت آبراهام لینکلن(رئیس جمهور سابق آمر یکا) عقربه اش دوبار تکان خورد!
خیلی جالبه راستی ساعت احمدی نژاد کجاست ؟
فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند..!
* برگرفته شده از ايميل يك دوست